۞ نسیم صبــــــا ۞
تا ..................

ز داغ حضرت صادق(ع) دلم تنها نمی سوزد
دلی نَبوَد که از این داغ جانفرسا نمی سوزد
کسی کز نور علمش عالم علم است نورانی
چرا بر تربتش شمعی در این شبها نمی سوزد
بود قبر رئیس مذهب ما در بقیع ویران
غمی زین بیش در عالم دل ما را نمی سوزد
ز انگور به زهر آلوده آخر کرد مسمومش
دل منصور دون بر حال آن مولا نمی سوزد

زمین به هوای تماشای رخسارت ایستاده وزمان از همان لحظه باور کرد،
که دیگر کسی به سان تو نخواهد یافت تا با سر انگشت حکمتش، مسائل
بزرگ حل ناشدنی را به آسانی بگشاید. آفتاب با تو طلوع کرد وصبح با
تو روشنی را باور کرد، ای شکافنده ی شکوفا!
گلواژه های دانش و خرد با نام تو معنا یافت و از آیینه ی چشمانت، جهان
روشن شد. ای شعور بلند زمین. هرکس که به دقت نگریست و به ژرفایی
اندیشید،در سبزی کلامت، گل خدا را شکوفا دید ودر زلال نگاهت خورشید
را نگریست که جاری بود و تابنده.
آری! در لحظه ی میلاد تو، زمین شعر بلند حضور راسرود وبهار، ایمان
آورد که به راستی فصل سبز رویش است. هر آیه ی قرآن با نگاه تو،با
بیان حکیمانه ی تو،اقیانوسی می شد بیکران. ای شکوه دانش و خرد!
می خواهم تکرار کنم نام تو را؛ زیرا که مرورنامت،دانش است.
